X
تبلیغات
گروه زبان و ادبيات فارسي لارستان

پاسخ به پرسش هایی از دروس زبان و ادبیات

  • چهارشنبه هفدهم فروردین 1390
  • دستور زبان فارسی

1-«ی»اسنادی در «تویی»چند تکواژ است؟ اگر یک تکواژ است،چه نوعی است؟ و اگر بیش از یک تکواژ است انواع تکواز های آن را مشخص کنید؟

2- واژه ی « صواب »را تا حد امکان گسترش دهید:

3-از مصدر «نامیدن» ماضی مستمر بسازید و آن را فعل جمله ای قرار دهید:

4-واژه ی«دیوار»مشمول کدام یک ازوضعیت های چهارگانه می شود؟(اجزای واژه های غیر ساده گاه آن چنان با هم ادغام می شوند که تشخیص ساده از غیر ساده ممکن نیست؛ امروزه این وازه ها از نظر اهل زبان ساده به شمار می آیند؛چون اهل زبان پیشینه ی باستانی زبان را در نظر نمی گیرند.درس هفدهم صفحه ی125 مورد 2 زبان فارسی 3چاپ 87)با توجه به  این که واژه ی «دیوار»جزءاین گونه واژه ها آمده است به نظر می رسد این واژه نسبت به گذشته متحول شده است.خواهشمند است راهنمایی فرمایید.

5-در جمله ی «احمد و رضا آمدند»هسته ی گروه نهادی را مشخص کنید:

6-آیا می توان وابسته های وابسته را نقش تبعی به حساب آورد؟در حالی که نقش قبلی آن ها باعث شده که وابسته ی وابسته شوند.

7-کتاب زبان فارسی 3 درس هفدهم واژه ی « خوش برخورد » را مرکب به حساب آورده در حالی که این گونه به نظر نمی رسد،لطفا نظرتان را بفرمایید؟

8-آیا در واژه ی «گوناگون» تکواژ آزاد قاموسی «گون» به آن معنایی که در این واژه به کار رفته امروزه فعال است؟«گون»در «گلگون،سرخگون و موارد مشابه به معنای شباهت است وبا «گون» در« گوناگون »فرق دارند.

9-دلیل آمدن «ی» میانجی این است که دو مصوت وقتی پشت سر هم قرار گیرند باعث دشواری تلفظ می شوند و به عبارت دیگر در زبان فارسی دو مصوت بی فاصله پشت سر هم قرا نمی گیرند .در کتاب زبان فارسی 3 درس7گذرا کردن فعل ها بن مضارع «روییدن»این گونه آمده است(رو+ی میانجی)و دردرس هفدهم مورد10یکی از واژه های مرکب «خودروی»است که در آخر ان «ی» میانجی آمده است.لطفا بفرمایید چه دلیلی برای آوردن «ی»میانجی  در این جا وجود دارد؟

10-«وحشی گری»و«لاابالی گری»به ترتیب چند تکواژ دارند؟ بحث روی «وحشی و لاابالی» است!

11-با توجه به این که واژه های غیر ساده از ترکیب تکواژ های قاموسی و اشتقاقی ساخته می شوند و بعدازساخته شدن واژه ازاین طریق آن وقت واژه ی ساخته شده آماده ی  پذیرفتن تکواژهای تصریفی است آیا درست است که تکواژ های تصریفی قبل ازتکواژهای  اشتقاقی قرار گیرند؟اگر بله ،آیا تعریف ساخت واژه ی تصریفی نقض نمی شود؟و اگر خیر چرا تکواژهای تصریفی «ماضی ساز و ان گذرا ساز »قبل از تکواژهای اشتقاقی  می آیند؟

12-با توجه به مطلبی که دراولین همایش استانی و گارگاه آموزشی شیرازآبان 89فرمودید  که هر«وندی» درساختمان فعل به کاررفته باشد تصریفی است مثل«ه» در«رفته است» . چرا فعل هایی مثل«فرو رفت ،برگشت،فرا خواندو ....»فعل پیشوندی لحاظ می کنیم اما فعل های«می روم، بخوانم، می دیدم و...»پیشوندی حساب نکنیم در حالی که اول هر دو گروه «وند»تصریفی قرار دارد؟

13-چرا در سوم شخص مفرد ماضی ها به جز ماضی التزامی شناسه ی محذوف را یک تکواژ به حساب می آوریم ولی در واژه هایی مثل «سخن گو ،دروغ گوو...»،«-َنده»ی محذوف را یک تکواژ به حساب نمی آوریم؟

14- واژه ی «ناخوشایند» را درس 24شماره ی1مشتق مرکب گرفته است.درباره ی تکواژهای آن کدام مورد درست است؟

الف:نا+خوش+ آ + یند .                ب: نا +خوش +ایند.

کتاب درسی «خوشایند»را صفت مرکب گرفته است.بحث دربارهی «آیند» است.اگر «آیند»از (بن مضارع + -َ ند = شناسه )ساخته شده یعنی سوم شخص جمع مضارع ساده ی «آمدن» استقلال «- َند» به عنوان شناسه نادیده گرفته شده و اگر از (بن مضارع + - َنده » صفت فاعلی ساز ،ساخته شده مثلا «خوشاینده» بوده که مرخم شده آن وقت صفت مرکب بودن آن نقض می شود و اگر گفته شود که « آیند»یک تکواز آزاد قاموسی است که به نظر درست نمی آید.لطفا نظرتان را بفرمایید:

1-      «ی» اسنادی در واژه ی «تویی» یک تکواژ دستوری است . لازم به ذکر است که این تکواژ در کتاب های زبان شناسی «واژه بست » نامیده شده است . واژه بست ها کلماتی هستند که کاربرد مستقل ندارندولی مانند وندها به کلمه قبل یا بعد از خود مي پیوندند . واژه بست های فارسی همه «پی بست » هستند ؛ یعنی به کلمه ی پیش از خود می پیوندند. (مشکوة الدینی ، دستور و زبان فارسی ، 18 : 1387 و کلباسی ، ساخت اشتقاقی واژه ، ،32 ، 1371 )

ضمیر های پیوسته ، صورت های تصریفی فعل «بودن» در زمان حال که به ان ها فعل های پی بستی می گویند ؛ و پیوند همپایه ، کسره اضافه و ... از آن جمله اند.

با توجه به این نکته تجزیه ی سازه ای واژه ی «تویی» این گونه است .

تو+ ی میانجی + ی (فعل پی بستی ) = دو تکواژ دستوری است .

فعل های پی بستی به اسم ، صفت ، ضمیر و ... می پیوندد :

احمدم = احمد هستم            خوبم = خوب هستم         منم = من هستم       

در کتاب های درسی واژه بست مطرح نشده است وفعل هاي پي بستي عبارتند از : (-َم ، -ِی ، است ، -ِیم ، -ِید ، -َند )

2-     این کار صواب کارکنان خیّر دبیرستان دخترانه ی پروین اعتصامی شهرستان ممسنی استان فارس.

3-     از مصدر« نامیدن » همانند همه ی مصادر فارسی می توان گذشته ی مستمر ساخت امّا کاربرد آن در زبان فارسی بسیار کم رنگ است . از آن گذشته قواعد زبان نسبی است و فعل گذشته ی مستمر  در صد سال اخیر به صورت یک گرته برداری صرفی در زبان فارسی متداول شده است .

4-     "دیوار" امروزه یک واژه ی ساده است . در لغت نامه ی دهخدا به نقل از بهار عجم گفته شده این واژه از دیو + ار ساخته شده است . صورت فارسی میانه ی آن dēvâr   است. ( فرهنگ فارسی معین  ، برهان قاطع )

5-     در جمله ی احمد و رضا آمدند  ، "احمد" هسته است و "رضا" معطوف . این جمله در زیر ساخت در واقع دو جمله است که در روساخت در یک جمله ادغام شده است . « و » در اینجا حرف پیوند همپایه ساز است . در کتاب زبان فارسی معطوف نقش تبعی دارد  بنا براین هم احمد و هم رضا هسته اند ولی احمد معطوف علیه و هسته ی اصلی و رضا معطوف وهسته ی فرعی است.

6-     وابسته های وابسته نقش تبعی ندارند  در کتاب زبان فارسی وابسته های وابسته را از نقش های تبعی جدا کرده اند به این دلیل که وابسته های وابسته واحدهایی از زبان هستند که وابسته ی هسته در گروه اسمی به حساب می آیند در حالی که نقش های تبعی  خود به نوعی هسته هستند :بدل ، معطوف ، تکرار

مثال : زهرا ، خواهر فاطمه ، دانش آموز کوشایی است . خواهر فاطمه بدل است  و همان نقش را دارد که زهرا دارد  یعنی اگر زهرا را که  نهاد است از جمله حذف کنیم خواهر فاطمه نهاد جمله است . در حالی که در گروه های اسمی ، وابسته های وابسته  چنین موقعیتی را نمی توانند داشته باشند ؛ مثال :

 او لباس سبز سیر می پوشد / کتاب تاریخ ایران خواندنی است .

سیر و ایران وابسته ی وابسته اند . مراد از نقش تبعی آن است که تابع نقش گروه اسمی قبل از خود باشد در حالی که در وابسته ی وابسته چنین نیست . در اینجا وابسته ی وابسته، خود برای اسم یا صفت و ... یک وابسته شمرده می شود .

تذكر: واو پيوند هم پايه ساز بر دو گونه است : 1- حرف عطف ؛ هم پايه ساز گروه اسمي ، مثل علي و حسن آمدند

2- حرف ربط : بين جمله هاي هم پايه مي آيد و جمله ساز است . اين واو بين فعل و ... قرار مي گيرد و جملات هم پايه مي سازد : علي عاقل است و دانا

7-     در کتاب زبان فارسی چاپ 89 این مورد حذف شده است. همان طوری که در همایش سرگروه ها بحث شد این واژه یک واژه ی مشق- مرکب است : خوش + بر + خورد(خور+د)

8-    واژه ی "گوناگون" که صورت های دیگر آن (گونه گون ) و ( گونه گونه ) است ، به معنی رنگارنگ و مختلف و متعدد است . «گون» در پایه ی آن امروزه به عنوان تکواژ قاموسی به کار نمی رود  اما گونه ي آزاد آن ‹‹گونه›› به معني رنگ ،چهره،نوع،طرز،شكل وهيأت كاربرد دارد.گون(-gun)در پايان اين واژه پسوندي است كه به معني شباهت ورنگ بوده و با اسم تركيب مي شودوصفت مي سازد،به عبارت ديگر اين پسوندبه اسم مي پيونددوبراي توصيف اسم هايي به كار مي رود كه هم رنگ پايه هستند:گندمگون ،لاله گون،آبگون،گلگون ،پيروزه گون زرگون ،سيم گون، نيلگون و........اين پسوند در برخي از كلمات به معني.‹‹ نوع و گونه›› است :

گوناگون ديگر /دگر گون  كه بايد آنرا صورت ديگر از گونه تلقي كرد.اين واژه هامشتق نيستند .گون درواژه ي واژگون از نظر تاريخي باپسوند مورد بحث ارتباطي ندارد و واژه ي واژگون امروزه ساده است .

       (صادقي ،علي اشرف ،مجله نشر دانش ،سال13،شماره پنجم1372ص:23)و(كلباسي ،ساخت اشتقاقي واژه در فارسي امروز 137: 1371 )

   در "سرخ گون" با صفت و در "هم گون" با ضمير هم راه شده است

9- دو مورد مطرح شده در اين پرسش اگرچه به هم  ارتباط دارند ولي در دو مقوله و دو جايگاه از آنها بحث شده است :1-در درس 7زبان فارسي دربحث گذرا كردن فعل ها گفته شده است اين فعل ها را به كمك وند تصريفي ‹‹ان››مي توان گذرا كرد .بن مضارع ‹‹رو ››از ‹‹روييدن››

نيز از جمله ي اين فعل هاست به اين صورت : رو + ي ميانجي + ان+ تكواژ ماده ي ماضي ساز + شناسه ← روياندند . در اين جا منطقي است كه به واج ميانجي اشاره شود چون ‹‹ رو ››به مصوت ختم مي شود و‹‹ ان ›› نيز با مصوت شروع مي شود كه وجود صامت ميانجي را توجيه پذير مي سازد

2- در واژه ي‹‹خودروي›› درس هفده مورد نظر جنابعالي بعد از واژ ه ي ‹‹رو›› جزئي افزوده نشده است كه به دنبال مرز دو مصوت باشيم ،از اين گذشته‹‹روي››گونه ي آزاد ‹‹رو››است .؛يعني مي توان گفت ‹‹خودرو/خودروي››.اگر بخواهيم به پيشينه ي تاريخي برخي از واژه ها مراجعه كنيم در بسياري از واژه ها اين ‹‹ي››بوده است و واژه ي روي نيز از اين جمله است كه طبيعتا نبايد به پيشينه ي تاريخي آن ها برگشت

 بنا برا ين اين واژه صامت ميانجي ندارد وبحث مورد نظر در عين ارتباط ظاهري با هم تفاوت دارد .

10- ‹‹گري››/-gari /گرچه در اصل از پسوند (-gar) (-i)ساخته شده است ولي در گروهي از كلمات به عنوان وندي واحد با اسم يا صفت تركيب مي شود و اسم مي سازد.مثل ساقي گري ، وحشيگري، صوفي گري ، ياغي گري ، نظامي گري ،لا ابالي گري .......اين، پسوند مصدري است

بنابراين 1- وحشي گري =وحش +ي+گري  (سه تكواژ)  2-لاابالي گري =لاابالي +گري (دو تكواژ)

 لازم به ذكر است كه لا ابالي  يك وام واژه ي عربي است  ؛يعني فعل متكلم وحده ي منفي است ودر فارسي  به معني بي باك ، بي بندوبار وبي قيد يك صفت شمرده مي شود .

‹‹لا››در واژه هاي ديگر ؛مثل لامذهب ،لاكردار ،لامروت،لاجون و....در فارسي پيشوند نفي به حساب مي آيد .‹‹گري››در كنسولگري به معني مكان است (كلباسي ،ساخت اشقاقي واژه،94و137: 1371 )

11- هرمقوله استثناهايي  هم دارد ،مصدر هايي كه فعل هاي با  قاعده از آن ها ساخته مي شوند ،همچنين مصدر هايي كه به كمك وند تصريفي ‹‹ان›› گذار/ سببي مي شوند از اين جمله اند :

خوردن =خور (بن مضارع )+د(ماده ماضي ساز ) + -َ ن (وند اشتقاقي)

رساندن =رس(بن مضارع)+ان(وند تصريفي گذرا ساز )+د (وند تصريفي ماده ماضي ساز ) + -َن(ونداشتقاقي)

تعاريف قطعي و جامع و مانع نيستند .

12- آنچه در آن همايش مطرح شد بيشتر فعل ساده مورد نظر بوده است .هر وندي، در فعل ساده و مركب معمولي ياغير كنايي تصريفي است

اما در فعل پيشوندي هميشه يك وند اشتقاقي هست كه همان پيشوند است ودر مركب كنايي بسته به ساختار آن جاي تامّل دارد واز همين جا تفاوت فعل هايي چون مي خورم ،مي خوردي،بخورم ،نمي خورم،بخور و..... و فعل هاي چون برگشت و فراخواند ،فرو مي رود ،برآمد و .....روشن مي شود.

13- شناسه، عنصر ذاتي فعل است هر فعلي كه شناسه ي آوايي نداشته باشد براي آن شناسه ي صفر منظور مي شود چون ساختار صرفي افعال جزگذشته ي نقلي موازي هم هستند گذشته ي نقلي دچار تحول شده است . در واژ هاي سخن گو و دروغ گو و....عنصر ‹‹_َ نده ›› ذاتي واژه نيست ، بود و نبود آن تفاوتي ايجاد نمي كند. از اين گذشته در اين گونه واژه ها هميشه گونه ي آزاد وجود دارد ، سخن گو / سخن گوينده ، دروغ گو / دروغ گوينده . در دستورهاي سنتي اصطلاحاتي چون صفت فاعلي مركب مرخم و صفت مفعولي مركب مرخم مطرح مي شد كه در كتاب هاي زبان فارسي فعلي اين گونه تأويل ها لازم نيست.

14 – واژه ي" خوشايند " از مصدر "خوش آمدن" ساخته شده است و دو تجزيه ي سازه اي دارد :

              1-  خوش + آ (بن مضارع ) + ي ميانجي + پسوند –َ ند

      پسوند –َ ند( -and) كوتاه شده ي –َ نده ( ( -ande است و چون بعضي از معاني آن با –َ نده متفاوت است از اين رو به عنوان يك وند جدا از آن به حساب مي آيد . اين پسوند سترون است اما با بن مضارع بعضي از افعال اسم يا صفت ساخته است :

         1- اسم : گزند ، روند ، برآيند ، فرايند، خوشايند ....

         2- صفت : خوشايند ، خورند ،چرند وپرند...

              خوشايند( صفت فاعلي ) ← كار خوشايندي انجام داد

    خوشايند ( اسم مصدر ) ← براي خوشايند او اين كار را انجام داد.

                                         ( كلباسي ، ساخت اشتقاقي واژه ، 12: 1371 و صادقي ، نشردانش ، سال13 ، شماره 3 ، 1372 ص 15 )

  2- خوش + آيند( آ: بن فعل + ي ميانجي + شناسه سوم شخص جمع )

       در اين صورت صفت يا اسم مركب مي سازد ؛ پس :

 1- ناخوشايند ← نا + خوش + آ + ي + -َ ند

2- ناخوشايند ← نا + خوش + آيند ( آ + ي + -َ ند)

 گرچه هردو منطقي است ولي كتاب درسي نظر دوم را پذيرفته است 

"خورند" معني لياقت دارد.

پرسش هاي شما

ارسال سوال عنوان با سلام احتراما خواهشمند است نسبت به ارسال پاسخ سوالات ذيل به گروه ادبيات اباده طشک اقدام فرماييد 1-پسونددرکلمات پنجم ،چهارم و... اشتقاقي است يا تصريفي؟ 2-"ي" درترکيبات :هيچ سخني وهيچ کاري نشانه چيست؟ 3-بيت اول شعر مرغ گرفتار در ادبيات 1مستقل معني مي شود يا با بقيه ابيات موقوفالمعاني است؟ 4-دوره هاي مختلف شاهنامه در مبحث نقدبا تاريخ ادبيات تناقض دارد دانش اموزان کدام يک را ترجيح دهند؟ 5-مولف کتاب نثر تاريخ بيهقي را در مبحث نقدمرسل ودر ادبيات 2 سال چهارم بينابين نوشته است کدام يک صحيح تر است؟ 6-اياکلمات اشارت و بشارت با داشتن دو واج مختلف جناس هستند؟

-          1- تصريفي است

-          2-تكواژگسسته است(تكواژگسسته تكواژي است كه به پيروي از تكواژديگر ظاهر مي شود و در شمارش تكوا ژ، يك تكواژمستقل به حساب نمي آيد)در اين صورت "هيچ سخني" و ((هيچ كاري))هر كدام دو تكواژهستند(ابوالحسن نجفي، مباني زبان شناسي، ص99-100)

-           3- موقوف المعاني نيست

-          4-هردوشكل تقسيم بندي درست است اما چون معيار ما كتاب هاي درسي است تقسم بندي كتاب هاي درسي معتبر تر مي باشد

-           5- نثر كتاب تاريخ بيهقي نثر بينابين است

-          6-(اشارت )و(بشارت)تنها در يك واج باهم اختلاف دارند در اين صورت نوع جناس آن ها اختلافي است.   

 

 

مشاهده ادامه مطلب پاسخ به پرسش هایی از دروس زبان و ادبیات